|
جايی خوانده بودم که تو سوره ی حمد و صدقه و نماز جماعت در مسجد را نعمت ميدانی و بسيار دوستشان داری!
اما من... در تمام دنيا تو رااز همه دوست تر ميدارم !در تمام دنيا خدا را شاهد ميگيرم که نازنين تر از تو يافت نکرده و نميکنم که تو از يوسف زليخاپسند خيلی برتر و مليح تری!دلم می خواست تابستان هشتاد و شش ميمردم ولی مرا از مدينه بيرون نميکردی..دلم می خواست همانجا آخرالزمان ميشد.مهدی، پسرت را ميگویم،می آمد و من آنجا ماندنی ميشدم... بگذريم،جای شکايت نيست خوش آمديد به همراه صادقتان!
حتما نوشت: يا رسول الله!روزگار غريبی است،کی به فرياد غربت ما ميرسيد؟! ما اگر خدا بخواهد بر مذهب صادق آل محمديم!روا نيست بدون چاه اين همه غريب باشيم!! مردم به يمن آمدن عيد همه شادمانند اما من..هر سال عيد جای خالی کسی و بی خيالی کسانی قلبم را سخت می آزارد...
+ نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط زهرا- الف
|
|
|